آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

پربیننده ترین مطالب

ما سرمان را باختیم شما چطور؟!

پنجشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۴۹ ب.ظ

   نوشتن بهانه می خواهد. کوچک و بزرگ، هر چه باشد فرقی نمی کند. اما این بار حادثه بزرگ بود و بهانه من قبل ازاین حادثه برای نوشتن کوچک و آن چیزی غیر از تعویض اجباری کارتی نبود که بعد از صدورش به هیچ دردی نخورده بود الا این هزینه ی قریب به پنجاه هزار تومانی هوشمند سازی اش .امسال بیست سال از دوسال و اندی خدمت سربازی ام گذشته است ومن با کارتی نو روزگار سپری خواهم کرد که بعید می دانم باز بودنش گره ای از کارم باز کند. در ذهنم مرور می کنم خاطرات روزهای گذشته را و آن دوسال اندی ناامنی و ترددهای مان در جاده های دور و نزدیک در بدترین شکل ممکن با وسیله ای نقیله ای که انگار دست هایی مستهلک ترین شان را برای مان تدارک دیده بودند تا ما را به یاد ماشین دودی سواری عهد قجری بیندازند که سفر و ماموریت با آن ها و حادثه ای کوچک می توانست جان مان را بگیرد و نگرفت و به انتظار نشست تا دراین روزها جان قریب به بیست تن از سربازانی را بگیرد که شاید در آن لحظات حادثه در خوابی شیرین بوده اند. رویایی برای آینده و باز شاید با لبخندی بر گوشه ی لب به خواب ابدی رفته باشند. گل های پرپری که رود زمان با خود می بردشان ...

 یاد گفته ای از آلبر کامو با این مضمون می افتم : « هیچ مرگی بیهوده تر از مرگ در سانحه ی تصادف نیست ! »  و چه بد که خودش هم در سانحه ی تصادف جانش را از دست داد !

  روح شان شاد !

  • رحیم فلاحتی

تصادف

تعویض

سرباز

مرگ

کارت

کامو

نظرات (۴)

  • گمـــــــشده :)
  • روحشون شاد. خدا به خانواده هاشون صبر بده.
    عمرا بزارم داداشم بره سربازی. قانون 60 سالگی پدر تا ده سال دیگه پابرجاست؟ شاید باشه.
    نبود هم شاید پولدار شدیم تا اون موقع.
    خدا رو چه دیدین.
    ولی عمرا بزارم بره سربازی
    :|
    +منم اون جمله رو شنیدم. ولی نمی دونستم از کیه. پارسال یا سال قبلش روزهای آخر سال توی یه روزنامه نوشته بود
    پاسخ:
    اگه اون نذارید ببرن شما رو بجاش می برن پادگان چهل دختر :)
    از صبح هی یاد این واقعه می افتم و هی بغض میکنم و چشمام پر اشک میشه... هی میگم میتونست یکی از اونا داداش کوچیکه م باشه... 
    عجیب تلخ بود این اتفاق...
    پاسخ:
    بلا دور باشه !
  • مترسک ‌‌
  • من چند ماه دیگه قراره سرمو ببازم...
    پاسخ:
    نه ! مت . تو فقط موهاتو با نمره ی چهار میزنی . سرت سلامت !
    یک ضایعه ی به تمام معنی بود این اتفاق.. و چه غم انگیز که لابه لای هیاهوی تلویزیون گم شد... هیچ چیزی بدتر از این نیست که درختی را پرورش بدهی و به وقت ثمر دادندش شاید مرگ آن باشی... خدا به خانواده هایشان صبر بدهد... حتی فکر کردنش هم آدم را به هم می ریزد...
    پاسخ:
    واقعن سخته داغ جوون ! خدا به خانواده هاشون صبر بده !
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up