آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

ردای پیامبری

شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۲۵ ب.ظ

امروز شاهد بودم

کودکی

در پیاده رو مشغول بازی بود

و فرشته ای مأذون

ردای پیامبری بر دوش او می افکند

آن هنگام که

کودکی دیگر را

مورد خطاب قرار داد و گفت :

دوست من !

بیا زانوهای خون آلودت را ببوسم

تا دردش را

فراموش کنی !

  • رحیم فلاحتی

فرشته

پیامبر

کودک

نظرات (۹)

  • احسان خواجه مرادی
  • زیبا بود مرسی
    پاسخ:
    مرسی رفیق !
    عالی بود رحیم جان...
    پاسخ:
    بنده نوازی می کنی مت عزیز !
  • مهدی ابوفاطمه
  • احسنت
    پاسخ:
    درود بر شما !
    چقدر زیبا!.... چقدر زیبا... چقدر زیبا..........................
    پاسخ:
    متشکرم !
    لطف دارید .
  • گمـــــــشده :)
  • شاعر شما بودی؟
    چه باحال
    :))
    پاسخ:
    شاعر آن کودک بود :)
    فوق العاده بود. ..
    پاسخ:
    ممنونم استاد :))
    سلام
    دیروز تولدتون بود. تولدتون مبارک.
    پاسخ:
    سلام
    شما ؟
    غول چراغ جادو ؟
    یه نفرکه خیلی بی حال و حوصله بود و پر از آرزوهای دور و دراز و کابوسهای شبانه که کمی هم خجالتی بود گاهی! و خوب مینوشت... او به این نام صدایم میکرد... "غول چراغ جادو". البته هیچ آرزوییش رو براورده نکرده بودم. نمیدونم چرا این اسم رو روی من گذاشته بود!!
    پاسخ:
    سلام غول جان ! بیشتر محتاج دعاییم تا برآورده شدن آرزویی. همچون گذشته بی حوصله ام و آرزویی هم نمانده . از بس که ماندند و بوی نا گرفتند همه را دور ریختم :((
    الان این غوله که دعا میخواد!! :(
    البته به روی چشم...
    پاسخ:
    به قول بزرگترها : « الهی حاجت روا شی دخترم ! »
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up