آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

پربیننده ترین مطالب

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ

  بعد از من سوار آسانسور شد. اولین بار بود با یکی از ساکنین آپارتمان همراه می شدم. لبخندی زدم و به سلام و علیکی بسنده کردم. صفحه ی نشانگر هنوز طبقه ای که به آن نقل مکان کرده بودیم را نشان نداده بود که مرد جوان سوال کرد: « شرابِ ؟ »

  یاد می آید حدود یک ساعتی از نیمه شب گذشته بود و تازه باقی مانده اسبابی را که درون صندوق عقب اتومبیلم بود جمع کرده بودم و خسته و بی رمق خودم را می خواستم به آپارتمان مان بکشانم. نیم نگاهی به وسایلی که دست بود انداختم. یک بطری آب انار ترش محلی و نیم بطری هم روغن زیتون. خنده ام گرفت و جواب دادم : « نه داداش ! ولی اگه حوصله کنی تا چند وقت دیگه جا می اُفته و شراب خوبی می شه !!! »

  • رحیم فلاحتی

آسانسور

شراب

همسایه

نظرات (۳)

  • گمـــــــشده :)
  • خخخخخخخخخخخ
    به سلامتی تموم شد؟
    اسباب کشی تو آپارتمان سخته خدایی..چطوری یخچالو بالا بردین؟
    :|
    پاسخ:
    سلامت باشید :)
    آخ آخ ! نگو و نپرس ! دوباره یادآوری کردید و گوشت تنم ریخت !

    طبقه ای 15 هزار تومن میگیرن 
    سر بزنید
    پاسخ:
    شراب هم طبقه ای ِ ؟
    شنیده بودم طرف تو آسمون هفتم سیر می کنه ولی ...
    دوستمون خیلی کارش گیر بوده ها :))
    پاسخ:
    امان از خماری ! نصف شبی همه رو ساقی می دیده :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up