آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

پیاله ای که سر کشیده ام ...

جمعه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ق.ظ

   امشب ابرها بسیار نزدیک زمین شده اند. آنقدر نزدیک که بتوان حرکت شان را روی پوست صورتت حس کنی. در تاریک روشنای خیابانی خلوت قدم می زنم. با گام های تند، و ذرات ریز مه روی مژه هایم می نشینند و سنگینی و خنکی آن با من همراه می شوند. چند روزی است که این مسافت طولانی حدود پنجاه دقیقه ای را روزی چهار بار می آیم و می روم و شاید می روم و می آیم.چه فرقی می کند ؟! به جز اینکه من هستم و کوهی از افکار مشوش و مسموم که فکر می کنم مهلک تر از سیانورند و قرص برنج و شاید مرگ موش و چه می دانم آن یکی اسمش چه بود؟ همان که سقراط سر کشید ؟ هلاهل ؟! نه ! شوکران، شوکران . آری ! شوکران . اسم زیبایی هم دارد لاکردار!فکر می کنم با این حالی که دارم پیاله ای از آن را بتوان براحتی سرکشید. مَفر خوبی است برای رهایی از این آشوبی که در سرم بوجود آمده .

 خنکا و فضای وهم آلود مهی که غلیظ تر شده چون مسکنی قوی اما موقت کمی آرامم می کند و باز در گام های بعدی که ماه به ناگهان از میان ابرها سرک کشیده دوباره انگار جنونی در من حادث می شود. و بی اختیار تکرار می کنم : " دروغ ! دورغ ! دروغ ! ... "

 در تمام طول راه سعی می کنم فراموش کنم آنچه که این روزها بر من گذشته . اما هر بار نکات تازه ای از عدم روراستی و حتی دروغ هایش بر من آشکار می شود. و هر چه سعی می کنم  دلیلی برای این پنهان کاری ها پیدا کنم نمی شود.

  مه اطرافم را می پوشاند . چند سگ ولگرد کمی آنسوتر پا به پای من می آیند. اندکی ترس به جانم می ریزد . اما آن ها دور می شوند. صدای پارس سگ هایی از سمت ساحل می آید. و  لحظه ای بعد سکوت است و سکوت . گونه هایم یخ کرده و دست هایم . و باز من به دروغ فکر می کنم آری به دروغ . و شاید به هلاهل ، شوکران . و پیاله ای زهر آلود که چندین و چند بار آن را سر کشیده ام ...

  • رحیم فلاحتی

دروغ

شوکران

نظرات (۵)

سلام
دروغ بده. و هرچی از آدمهای نزدیکتر به آدم شنیده یا دیده بشه، سختتره.
اما.. گاهی گریزی ازش نیست..
بعضی وقتها کارها و اعمال و رفتار خود ماست که اطرافیانمون رو مجبور میکنه به دروغ گویی..
:((
پاسخ:
سلام
در مذمت اش هر چه بگم کمه !
می دونی چی بیشتر عذابم می ده ؟ من اون شخص رو اصلن در اون مورد تحت فشار نمی ذارم . و خیلی چیزهای دیگه همینطور . اما نتیجه ی برعکس داده !!
یادمه با یکی شریک شده بودم لیوان آب سرد می داد دستم می ترسیدم و فوتش می کردم . مبادا آب جوش باشه و دهنم  رو بسوزونه !
اعتماد که سلب بشه واویلا !!
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • سلام
    واقعا"شوکران" اسم قشنگیه! یه جور اُبُهت داره!
    پدرم میگه: هرجای دنیا که بری، از هرکسی با هر نژادی، با هر دینی، با هر مذهبی بپرسی دروغ خوبه یا بد؟ میگه بد!
    پاسخ:
    سلام
    شاید گول قشنگیش رو خوردم و جرعه ای رفتم بالا :)
    روی فرمایش پدر نمی تونم حرفی بزنم !
    این احساس ترس آوره، بیشتر از اینکه زجرآور باشه... اما می دونید، من به این نتیجه رسیدم که گاهی وقت ها آدم ها برای محافظت از ما، به ناچار به دروغ متوسل میشن. حالا اینکه چی توی سرشون میگذره که به این نتیجه می رسند رو نمی فهمم. اما صمیمی ترین ها حتی، برای حمایت از ما ممکنه این روش رو دنبال کنند... شاید ضعف از ما باشه، شاید نتونستیم قدرت خودمون رو به اونها نشون بدیم و یا شاید... نمیدونم...
    پاسخ:
    چه حالی می ده وقتی دراز به دراز توی قبر خوابیدم یکی بیاد بگه فلانی تو زنده ای بلند شو بریم این شیون و ادا اطوار زنت سر قبرت فیلمه :))))
    چ اسم باحالی داره لاکردار
    پاسخ:
    خوشگه !
    دور از جانتان. تندرست و کامروا باشید. :)
    پاسخ:
    درود بر شما استاد !
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up