آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

پربیننده ترین مطالب

روزگارِ هاری

پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۰۲ ق.ظ

 می پرسم : « مادر چرا اوضاع و احوال مون اینطوری شده ؟! »

می گوید : « جانِ مادر! چیزی نیست . روزگار اون روی سگِش رو نشون داده . به واق واقِش محل نذار ! »

می گویم : « چشم ننه ! » ـ البته این یکی را به لجش که می دانم از ننه گفتن خوشش نمی آید ـ و تکه نانی از سفره بر می دارم و سق می زنم .

  • رحیم فلاحتی

سق زدن

مادر

نان

نظرات (۵)

من اما میگم: این نیز بگذرد...
پاسخ:
یک مثلی هست « اگه قمار باز نگه به ... ... پاره می شه »
عمرمون رفت و جمعه پشت جمعه گذشت ×
  • گمـــــــشده :)
  • قربون این مکالمه برم من. عجیب روزگاریه. شکر در هر حال
    :))
    خدا مادر رو حفظ کنه.
    پاسخ:
    خدا به همه مادرها سلامتی بده !
    اون «چشم ننه» رو گفتی یاد دیالوگ ثابت فیلمای بهروز وثوقی افتادم: نـــنـــه!
    پاسخ:
    گفتم شاید فیلم فارسی خون ت پایین اومده باشه ننه قربون ! راستی رخت نظام چی به تنت میاد :))
    خب مثلِ راست گفته دیگه ;)))
    پاسخ:
    :)))
    قربون همه ی مامان های عالم بشم من که با یه جمله اینطوری دل بچه هاشون رو به زندگی گرم می کنند. جوری حرف میزنند که انگار نه انگار... دلم آروم میگیره با این حرف هاشون، پشتم قرص میشه... خدا همه شونو حفظ کنه
    پاسخ:
    ممنونم که همگی با ادامه ی سوء تغذیه و نان سق زدن ما موافقید :(((
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up