آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

پربیننده ترین مطالب

تنهایی رخت می بندد !

دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۲۵ ب.ظ

   درخت بید، پیرمرد و دریا . این سه وقتی با هم هستند تنهایی رخت می بندد !

+ امروز ظهر، پارک ساحلی، بندرانزلی

  • رحیم فلاحتی

دریا

ساحل

پیرمرد

نظرات (۱۶)

چه عکس خوبی :)
چه حس خوبی :)
پاسخ:
قابلی نداشت :)
خوشحالم که اینطور بوده !
خیلی هم عالی :)
پاسخ:
درود بر تو مت عزیز :)
کاش جای اون مرد بودم:)
خیلی خوبه این عکس.

پاسخ:
کاش بودی اما نه به اون سن و سال :)
جوان و شاد و سرزنده باشی !
نیمکت ابی رو فراموش کردین پیرمرد نیمکت درخت یا دریا فرقی نداره با هم باشن تنهایی رخت بر می بندد
نیمکت ها برای فرار از تنهایی پناگاه خوبی هستن
پاسخ:
معلوم شد طرفدار آبی هستید که زود اون نیمکت آبی چشمتون رو گرفت :)))
اتفاقا به من حس کاملا برعکسی میده. دریا و یک درخت، تنهایی اون مرد رو تشدید کرده در ذهن من. اما عکس خیلی قشنگه...
پاسخ:
استاد قدم رنجه کردید !
امیدوارم هیچوقت احساس تنهایی نکنید !
ممنون :)
  • گمـــــــشده :)
  • میگم پارک ساحلی تون عشقه منه...خخخخخخ
    لامصبچه عکسی هم شده.
    روحمان شاد شد
    :))
    ولی درهر صورت تنهایی پیرمرده رخت بر نمی بندد. از ما گفتن بود
    پاسخ:
    با این همه دوست که اومدن دیدنش دیگه فکر نمی کنم تنها باشه :)
    خوب تو شهر ما تنها تنها تشریف میاری و صفا می کنی :)
  • گمـــــــشده :)
  • خوب تو شهر ما تنها تنها تشریف میاری و صفا می کنی :)

    ablomof.blog.ir

    دو بار اومدم انزلی. هر دوش هم با خانواده. بار اول چیز زیادی یادم نیست. ولی این بار آخرش همین تابستان پارسال بود. سه روز اون جا بودیم و دو روز تو راه. مدرسه محل اقامتمون هم یه ربع پیاده با پارک ساحلی فاصله داشت. صبح اولین روز با بابام دعوام شد. رفتم اونجا. چون تو راه اومدن به مدرسه دیده بودمش می دونستم نزدیک محل اقامته. ولی پدرم ندیده بود. برای همین خیلی نگران شد.خخخخخخخخخخخ..
    پاسخ:
    پس با این حساب بابای مهربونتون از همون موقع اسم تون رو گذاشت: " گمشده "  :)))

    رنگ ابی بخصوص نیمکت ابی رو دوست دارم منتظر باشید برگردم با عکسای خوب و البته رقابت با شما:))
    پاسخ:
    به امید دیدار از عکس های زیبای تان :)
    آرام نزدیک شدن
    از پشت
    توی گوشش
    یک جوری که نترسد
    پرسیدن این که:
    به چی فکر میکنی؟


    پاسخ:
    lموهایش سپید بود چون برف
    و پس از سال های دور و دراز
    به خرمن گیسوانی چون شبق
    که در این ساحل
    به دست نسیم برخاسته از دریا سپرده می شد
    می اندیشید !
    دلم برای انزلی جانم تنگ شد... 


    و چه عکس خوووبی
    پاسخ:
    من هم زود به زود دلم برای شهرم تنگ می شود!

    ممنونم دوست عزیز :)
    جناب آبلوموف عزیز 
    نمی خواهید از این تنهایی عزیمت فرمایید و اینجا جلوس نمایید؟! 
    (جلوس رو درست نوشتم؟! :)))
    پاسخ:
    بندباز عزیز
    باید خدمت شما عرض کنم درگیر مسئله ی ودیعه مسکن و نقل مکان و پس لرزه های آن هستیم و رمقی نمانده :)
    آبلوموف بزودی خواهد نوشت . اگر انتقال خط ثابت منزل و دیگر کارها به سرعت پیش برود و مانعی بوجود نیاید !
    ممنونم که مشوق هستید و همراه :))
  • گمـــــــشده :)
  • فک کنم سوژه ها ته کشیدن..
    :|
    پاسخ:
    گمگشته ی عزیز مرا بایت مشغله ای که پیش آمده ببخشید . اسباب کشی دارم :)
    چقد جای خوبیه ! چه عکس خوبی !
    پاسخ:
    آرام و دنج :)
    با اجازتون میخوام نیمکت ابی وپیرمرد عکستون رو قرض بگیرم وقتی دلم برای کودکیهام وبابابزرگم تنگ میشه میام وبلاگتون وساعتها به بابابزرگ مهربون عکس نگاه میکنم لطفا قرض بدین تا این همه راه از جنوب نکوبم بیام شمال برای دیدنش :)
    پاسخ:
    شما صاحب اختیارید :)
    امیدوارم حس خوبی رو منتقل کرده باشه . و چه خوب بهانه ای شده برای حضورتان :)
  • گمـــــــشده :)
  • اردیبهشت داره نیمه میشه..اسباب کشی مونده هنوز؟
    :|
    پاسخ:
    امروز تازه موفق شدم گوشه ای لب تابم رو باز کنم و سری به آبلوموف بزنم . نهضت ادامه داره :)
    سر ِآبلوموف عزیز سلامت!
    آقا خسته نباشید حسابی. + ما منتظر پست های تازه هستیم و اینا.
    پاسخ:
    سلامت باشی !
    ممنونم . چشم در اولین فرصت :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up