آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

بازی با غداره بند

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۶ ب.ظ

   زنگ می زند. جواب نمی دهم. دیدن اسمش اعصابم را سست می کند. کمی رعشه در دست هایم می افتد و سیستم اعصابی که انگار  به یکباره موتورش به ریب زدن افتاده. از گزینه ی پیام از پیش آماده ی تلفنم استفاده می کنم :

Sorry. I can,t talk right now.

  - « بیشعور تلفن ات رو جواب بده ! »

  + « سلام ! لطفن کاری داری پیام بده !»

  - « برو گم شو عوضی بیشعور دیگه غلط می کنی به ارشیا زنگ بزنی وقتت رو بذار واسه اون زنِ ...

  + « چی شده دوباره ؟ »

  +« خانم عاصفی باز چی شده ؟ چرا ناراحتی پیش میاری ؟ مگه من باهات کاری دارم ؟ »

  + « سر کلاسم »

  + « بیشعوری و عوضی و آشغال بودن من الان یکسالِ که تایید شده و الان تو سطل آشغالم .»

  +« باید چه کار کنم ؟ یادت رفته ما دیگه یک سالِ نسبتی با هم نداریم ؟»

  + « شما بفرما »

  جوابی نمی آید و من همچنان در فکر بازی های این روزگار غدارم .

  • رحیم فلاحتی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
up