آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

پربیننده ترین مطالب

یک رو در رویی نه چندان کوچک !

جمعه, ۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۲ ب.ظ

  روزها و ماه ها و شاید سال ها چشم هایت را می بندی. تلاش می کنی از واقعیتی بگریزی. به واقعیتی که  وقوع آن حادث گشته و تو همیشه خواسته ای راهت را در تقابل با آن کج کنی و نادیده اش بگیری. واقعیتی که از آن راه فراری نیست و دست از سرت برنخواهد داشت. گام به گام همراهی ات می کند تا خودش را در شکل و هیبت واقعی اش نشان ات دهد و بگوید که خواه و ناخواه پرچم سفید را باید به اهتزاز درآوری و تسلیم شوی.

  واقعیت به وقوع پیوسته را باید چون حقیقتی پذیرفت . چه کسی گفته است که تسلیم شدن با شکست برابر است ؟!

  • رحیم فلاحتی

تسلیم

حقیقت

واقعیت

نظرات (۵)

تسلیم شدن نشانه شکست نیست فقط استراحت میکنی و نفسی تازه می کنی و دوباره روز از نو روزی از نو حداقل برای من یاغی همیشه شورشی اینطور بوده :))
پاسخ:
دنیا بر مدار شورشی ها می چرخه ! دورود برشما :))
گاهی که به خودم فکر میکنم خندم میگیره هر چه بیشتر بزنن تو سرم ادم بشم بدتر می شم خدابیامرز اقا جونم منو به اسم کوچیک صدا نمی کرد بهم میگفت دختره ی یاغی
دختره ی یاغی کجاست ؟ دلم براش تنگ شده دخترهی یاغی یه چای بده بابا دختره ی یاغی و همینطور دختره ی یاغی  دختره ی یاغی
ته همشم به این جمله ختم میشد بابا تو ادم بشو نیستی :))))
پاسخ:
پس با این حساب چرا مستعارتون رو گذاشتید خورشید ؟!!
خدابیامرز چه ها که نکشیده از دست شما . به یاد رمان " هستی " نوشته ی فرهاد حسن زاده افتادم.  اگر حوصله کردید بخوانیدش . رمان نوجوانِ . فکر کنم شخصیت داستان وجه تشابهی با شما داشته باشه :)))
یه نفس تازه کن رفیق وبه گروه شورشیا بپیوند اخه تا کی تسلیم شدن ودر جا زدن هیچ اتفاقیم نیافته وقتی با یه سری چیز ازاردهنده مخالفت میکنی حس زندگی و زنده بودن بهت دست میده
بد میزنن تو سرم پر وبالمم بدجور شکستن اما نتونستن دختره ی یاغی وجودمو بکشن هنوز ته وجودم نفس میکشه
بابا بزرگم که چیزی نکشیده از دستم بابام چی بگه فکر کنم وجه تشابه من وشخصیت رمان هستی همون اوج شورشی بودنمون تو دوران نوجوانیه بعدها که بزرگ میشی وازدواج میکنی و.... میزان یاغی گریه کم میشه
پاسخ:
پس رمان " هستی " رو خوندید :)
همیشه سرحال و سرزنده باشی شورشی :))
خیلی زمان می برد که آدم بفهمد بعضی جاها مقاومت کردن بی فایده است. تمام تلاشت را می کنی که تسلیم نشوی، حال آنکه اگر کمی دورتر از خودت می ایستادی و نگاه می کردی می فهمیدی که باید زودتر از اینها آن پرچم سفید را بلند می کردی و در عوضش انرژی ات را می گذاشتی جایی دیگر کار کند.
پاسخ:
بله ! عناد ورزیدن روی بعضی مسائل بیهوده است. انرژی را باید بهینه استفاده کرد !
گاهی فقط باید از اتفاق عبور کرد

پاسخ:
بخصوص از تلخی ها .
امیدوارم به سلامت عبور کرده باشید از همه حوادث تلخی که آزارتان می داد !
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
up