آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

پربیننده ترین مطالب

یادم تو را فراموش !

سه شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۰ ب.ظ

   : هیچ چیز برای یک کتابخوار اینقدر شیرین و دوست داشتنی نمی تواند باشد که یکی از یک جایی خارج از مرزهای این کشور زنگ بزند و بپرسد :

  « راستی اسم اون نویسنده که کارش رو ترجمه می کردی چی بود ؟ من الان تو کتابفروشی ام و می خوام چند تا از کتاباش رو برات بخرم اگه سفارش دیگه ای هم داری تعارف نکن  ... » و تو آنقدر غافلگیر شده باشی که برای چند ثانیه با خودت کلنجار بروی و بالاخره به زحمت بیاد بیاوری اسم خانم نویسنده را و بعد با شور و شوق فراوان از اینکه کتابی را به زبان اصلی خواهی خواند بارها و بارها تشکر کنی از او، از مخاطبی که دور از تو و فرسنگ ها آنسوی مرزهاست ولی به یادت است !

  • رحیم فلاحتی

آفاق مسعود

باکو

رحمان

کتاب

نظرات (۸)

  • مجتبی مطوری
  • زیبا میبود
    دمت اون دوستت گرم ک بیادته(:
    پاسخ:
    دمت گرم و سرت خوش باد ساقی !
  • ر. کازیمودو
  • اگه پولش رو هم نگیره که دیگه خیلی طلاست به مولا
    پاسخ:
    واقعن طلاست !
    داستان فاطیما که هیچ وقت تمام نشد...
    پاسخ:
    واقعن ! منظریم ببینیم آخر کار چی می شه :)
    من هم تجربه اش کردم حس خیلی خوبیه
    پاسخ:
    به به ! خدا بیشتر کنه این حس و حال ها رو !
    خدا زیاد کنه این آدم های حال خوب کن رو:)
    پاسخ:
    الهی آمین !
    :)
  • گمـــــــشده :)
  • پس بگو چرا نیستین
    کتابی در دست ترجمه دارین
    موفق باشین ایشالا
    ولی حالا اسم اون نویسنده هه که کتابشو می خواین ترجمه گنین چی بود؟
    :))
    پاسخ:
    من اولا عذر خواهی کنم بابت اون نقل قول . من به  خودم اجازه نمی دم چنین بی محابا ادعای مترجمی بکنم . ترجمه کار بسیار تخصصی و سختی ست که از عهده ی هر کسی بر نمیاد . کارهایی که کردم فقط برای فراموش نکردن و کمی تقویت زبان مادری بوده.
    نبودن مان هم فقط دور باطل زدن است و دیگر هیچ .

    کمی قبل ترجمه ی رمانی از " آفاق مسعود " با نام " فاطیما " نویسنده ی آذربایجانی در همین وبلاگ منشتر می شد که نیمه تمام مانده ...
  • گمـــــــشده :)
  • می گم خیلی بلدین
    نگو خودتون دستتون تو کاره
    زودتر لو می دادین خب بیشتر اذیتتون می کردم
    امروز خواهرم می گفت جایی از قول سیمین دانشور خونده: اونی که بلد نیست بنویسه خب بلد نیست دیگه کاریش نداریم. ولی اونی که بلده بنویسه ولی نمی نویسه باید بره بمیره
    یا باید بریم بکشیمش
    یا ...
    یه همچین چیزی
    بیام بکشمتون یا خودتون می رید می میرید یا دست به قلم می برین؟
    انتخاب با شماست
    :))
    پاسخ:
    سلام
    خودمو معرفی می کنم :
    " مرده ای که قاچاقی نفس می کشه ! »
    لطفن بین خودمون بمونه :)
  • گمـــــــشده :)
  • کارهایی که کردم فقط برای فراموش نکردن و کمی تقویت زبان مادری بوده.

    ablomof.blog.ir

    +زبون مادری تون اذریه؟
    آذریه ایران با آذری کشور آذربایجان فرق داره؟
    پاسخ:
    بخشی از ما ایرانی ها دو مادر مهربون داریم و حتی چندتا . البته اگه گویش ها رو هم حساب کنیم ...

    + یکی از مادرها بله :)
     
    تفاوت چندانی نداره . به غیر از اصطلاحات تخصصی و فنی که از زبان روسی و غیره وارد زبانشون شده .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up