آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

گذری با احتیاط !

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۰۹ ب.ظ

  برایم عجیب بود. بارها از کنارش گذشته بودم. اما هیچ وقت نفهمیده بودم چه نوع سلیقه ای باعث بوجود آمدن و یا خلق چنین اثری شده است. آن ریسه و سرپیچ های بدون لامپ. کلمات نقش شده روی در و قسمتی از آن که مسدود و باقی کار رها شده بود. همه و همه برایم جای سوال داشت.

  همیشه می ترسیدم در گذر بعدی ام از مقابل آن در، چند شمع نیم سوز و آب شده ببینم که پای آن روشن شده است !

  • رحیم فلاحتی

خدا

درب

ستایش

شمع

نظرات (۴)

  • یکـــ بلوطــــ
  • فقط خُدا
    پاسخ:
    البته چند تایی جعلی هم داره مواظب باشید !
  • بهمن فلاحی
  • شایدم میعادگاه...
    پاسخ:
    خیلی جلوی چشمِ برا این کار مناسب نیست :)
  • آناهــیــ ـــتا
  • کاربریش چیه اینجا؟ :-/
    این در هم به اندازه ی اون دری که تک و تنها وسط یه جاییه, بدون اینکه دوتا فضارو بهم ربط بده عجیبه :-/
    پاسخ:
    قراره اگه چندتا شمع روشن کنن کاربریش مشخص شه :)

    این کنار خیابونه و اون یکی ته یک بن بست .
    چرا دیوارهای کوچه و خیابونامون همیشه سفید و خاکستریه :-؟
    مثلا نمیشه آبی یا نارنجی یا سبزشون کرد؟ قشنگه میشه.
    معماری خونه هارو دوست ندارم. یا هرچیش به هیچیش نمیاد یا انقدر فانتزیه ولوسه که تو ذوق میزنه :/
    پاسخ:
    ما زندگیمون شده همین دو طیف رنگی :(((
    وضعیت معماری شهری که افتضاحِ. آپارتمان هایی که مثل قوطی کبریت روی هم چیده شدن و رفتن بالا.
    یاد عکسی که از یک سری محله ها توی مکزیک افتادم که با رنگ های متنوع و شاد رنگ آمیزی شده بود. خیلی چشم نواز بود.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up