آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

خیالت دوباره سرک می کشد ...

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۴۹ ب.ظ

آن روز عصر

وقتی قطرات باران

دفتر جا مانده ات را

روی ایوان

خیس کرد

کلمه ها

دوباره جان گرفتند و

رُستند و

سرک کشیدند

به سمت پرچین و

 پنجره ی همسایه.

در قاب پنجره ای آن سوتر

کسی گیسوانش را

به دست شانه سپرده بود.

  • رحیم فلاحتی

نظرات (۷)

  • فاطیما کیان
  • چقدر زیبا بود
    + چه هدر خوبی :)
    پاسخ:
    متشکرم !
    + مثل آن رُز های سرخ :)
  • مـــیـــمـــ ☺☺
  • فقط ای کاش این بار ماندنی باشی
    کلمه ها وقتی روی دیوار خشک شوند
    از پیچک های خشک شده هم زشت ترند:)
    عالی:)))
    پاسخ:
    نمیگذاریم خشک شوند . فصلی خواهیم نوشت پر از باران :)

    ممنونم :)
  • مترسک ‌‌
  • آقایی کل پستات و اینات یه طرف، هدرات هم یه طرف! بنازم سلیقه رو، به به ^_^
    (ببخش ربطی به پست نداشت، در مورد پست چیزی ندارم بگم اما حیفم اومد از هدرت تعریف نکنم)
    پاسخ:
    متی جون ! آقا دمت گرم ! « این دمت گرم با لهجه ی جناب خان بود :)))
    کلی حال دادی . آقا تعریف باشه با ربط و بی ربطش با ما :))
  • بهمن فلاحی
  • چه صحنه ی دلنشینی رو مشاهده فرمودید جناب ابلوموف!
    پاسخ:
    آقا به چشم خواهر برادری نگاه کن :))
    ای جون به این کلماتِ با احساس :) 
    در زمانـه ای که احساسِ ادمها ته کشیـده همچیـن کلماتـی می شـونـد ارامِ دل :))
    پاسخ:
    چوبکاری می فرمایید :)
     دوستان با احساسی چون شما گرم نگه می دارند این تنور را .  دلآرام باشید و برقرار :)
    آفرین ...
    پاسخ:
    دورد بر شما ...
    چه عناصر زیبایی داشت ، و اینکه هدر خیلی چشم نوازِ :)
    پاسخ:
    قابل شما رو نداشت . خوشحالم که به مذاق دوستان خوش آمده:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up