آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

تو کجای کاری اخوی ؟!!!

چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۳ ب.ظ

  روز عجیبی بود . نه ! شاید من اینطور فکر می کنم. سیزدهم ماه تیرو عدد نحسی که فکر می کنی هرلحظه گریبانت را خواهد گرفت و تیری حواله ات خواهد کرد. با این حال این حرف ها را می گذاری به حساب خرافات و سعی می کنی از کنارش بگذری. یک خبر خوب در محل کار برای واحدی با آینده ی شغلی بهترآبی است که بر روی آتش خرافات ریخته می شود .

  از شرکت زده ام بیرون . دوازده ساعت کار رمق ام را گرفته. سرویس شرکت بنزی است که یک شاه و یک امام و رهبری جانشین وی را به خود دیده است . نه کولر دارد و نه حتی پرده ای که جلوی آفتاب سوزان را بگیرد. با همکارها تصمیم می گیریم بقیه ی مسیر را با اتوبوس BRT برویم  و از تهویه ی مطبوع آن لذت ببریم .

  در میان مسیر غرق لذت بودم که اتوبوس ایستاد. چند دقیقه ای توقف کرد . خیلی معطل شده بودیم . سرک کشیدم . راننده در همین حین اعلام کرد: « از اتوبوس پیاده شید راه بند اومده ! »  سریع نحسی سیزده در ذهنم نمودار شد . پیاده شدم و با غیض گفتم : « بخشکی شانس !» اما دیدم مسافرها با عجله به سمت اتوبوسی در حال حرکتند . کمکی آمده بود. از اینکه خیلی زود قضاوت کرده بودم وجدان درد گرفتم . دوباره راه افتادیم. و همچنان در لذت خنکای تهویه ی مطبوع . به ایستگاه نزدیک که شدیم سعی کردم خودم را به درب اتوبوس نردیک تر کنم و بلافاصله پیاده شوم . اما اتوبوس همچنان پرگاز به مسیرش ادامه داد. فریاد زدم : « آقای راننده ایستگاه نگه دار ! » اما بجز صدای راننده مسافرها بودند که جواب می دادند:« داداش اینجا که ایستگاه نداره ...» ! و غرغر هایشان بلند شد . و من در مسافتی دورتر از ایستگاهم پیاده شدم و به اجبار مسیر رفته را با تاکسی برگشتم. 

  با این احوال هنوز نمی دانستم عدد سیزده نحس است یا نه ؟!!!!!

  • رحیم فلاحتی

اتوبوس

سیزده

عدد

نظرات (۶)

سلام 
پاسخ این سوال بسیار ساده ست 
اگر این اتفاق دیروز ۱۲ تیرماه می افتاد چه توجیهی برای راه بندان داشتید ؟‌
پاسخ:
می گفتم روز جمهوری اسلامی ه و راه بندان و بگیر و ببنده :))
  • آقای مُرَّدَد
  • در زمانهای نه چندان دور در مازندران ، امشب جشنی برپا میشد به اسم سیزده تیرماه شو (شب) سرچ و ملاحظه کنید
    پاسخ:
    ممنونم ! چشم
    من فکر می کنم شما پیشاپیش منتظر رخ دادن اتفاق بد بودید و خب اونم صدای شما رو شنیده و جواب داده ! نه؟
    پاسخ:
    اتفاق خوب چهاردهم خواهد افتاد :))
    صبح مامان از خواب پاشد گفت خواب بد دیدم
    صدقه گذاشت لای قرآن
    عصری که اومدم خونه دیدم برادرزاده م با یه پیشونی که نصفش کبوده داره تو حیاط بازی میکنه. 
    ظهری با سر رفته بود تو تیزی میز.
    به مامان گفتم تازه صدقه دادی اینه!... چه بلایی بوده!!!
    پاسخ:
    فکر کنم مادر جان صدقه رو اشتباها کنار فیلم  « اژدها وارد می شود » مانی حقیقی گذاشته بوده ؟!!!
    خدا رو شکر بخیر گذشته
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • نیست.
    پاسخ:
    ممنونم خیلی موجز و مفید بود :)))
    برای من که تاحالا خوش شانسی آورده
    پاسخ:
    خدا رو شکر :)
    سلام آبلوموف :)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up