آبلوموف

« صدای همهمه می آید
و من مخاطب تنهای بادهای جهانم »

سهراب سپهری


« دانایان ناموختگانند
آموختگان، ندانند »

لائو دزو

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

بنشین و بخوان ، جان !

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۳۷ ب.ظ

    نشسته ام به ورق زدن نامه ها، جان ! همه ی آن نامه هایی که روی کاغذ کاهی نوشته ام و عکس شان را برایت فرستاده ام. تکنولوژی مزیت های زیادی دارد و یکی از آنها سرعتش . من آن حس نوستالژیک نامه نگاری سنتی را با قلم و کاغذ تلفیق می کنم و می گذارم کنجی از دلم که تو تمامش را تصرف کرده ای . بنشین و آرام بخوان شان . دوباره و چندباره بخوان شان ! هربار می توانی ذره ای از من را در آن بیابی، جان !

  • رحیم فلاحتی

تاواریش

جان

نظرات (۲)

من دیدم
از همان سرِ‌ صبحِ آسوده 
هی بوی بال کبوتر و 
نایِ تازه‌ی نعنای نورسیده می‌آید..
پس بگو قرار بود که تو بیایی 
و 
من نمی‌دانستم 
دردت به جانِ بی‌قرارِ پُر گریه‌ام ...


"علی صالحی"


درود بر آبلوموف عزیز... این شعر را تصادفی دیدم، بعد دیدم چقدر به این پست شما می آید!! 
جانتان، بی بلا باد. 

پاسخ:
شعر عالی بود
یادم باشد از رویش مشق کنم

درود بر شما دوست عزیز !
سپاسگزارم
ایده قشنگیه نوشتن نامه و عکس گرفتن از اون
پاسخ:
بله حداقل اینکه به اون سنت نامه نگاری روی کاغذ وفاداریم :)))
و حس خوبی منتقل می کنه !
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
up